شایسته شعبانی، کارشناس ارشد مدیریت گردشگری در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: در منظومه توسعه روستایی و اقتصاد منطقهای، ساختار معیشت پایدار همواره متکی بر پیوند متقابل سرمایههای فرهنگی، بومشناختی و انسانی است. استان گیلان به مثابه یک زیستبوم پویا، الگووارهای منحصربهفرد از زنجیره ارزش درونزا را به نمایش میگذارد که در آن، زنان روستایی کانون ثقل تولید، بازآفرینی نمادین و پایداری معیشت خُرد به شمار میروند. تبیین جایگاه عنصر دیرپای بازارهای هفتگی و خوانش مجدد آن در ادبیات نوین گردشگری بهویژه گذار از اقتصاد کالامحور به اقتصاد تجربه، افقهای نوینی را در تابآوری اقتصادی و توسعه جامعهمحور میگشاید.
۱. بازارهای ادواری؛ از نهاد معیشتی کهن تا کانون گردشگری تجربهمحور
بازارهای سنتی و هفتگی گیلان، صرفاً سازوکارهایی فیزیکی برای مبادله کالا نیستند؛ بلکه بسترهایی ساختاریافته از تعاملات نمادین، فرهنگ زیسته و پیوندهای اجتماعی بهشمار میروند. توزیع زمانی و مکانی این بازارها در طول هفته (نظیر سنگربازار کهن، لنگرود، فومن، تالش، انزلی و رودسر)، شبکهای مویرگی از خودبسندگی اقتصادی و چرخش سرمایه محلی را شکل داده است.
در پارادایم نوین گردشگری، این فضاها دستخوش
بازتعریف کارکردی شدهاند:
گذار از مصرف منفعلانه به مواجهه فعال فرهنگی: گردشگر امروزی در بازارهای ادواری، در جستوجوی جذب معنا، لمس زیستبوم و درک بومیسازی فرآیندهاست.
تولید ارزش افزوده تجربی: روایتگری پیرامون تاریخچه آیینها، خوراکشناسی بومی و خردهفرهنگهای زبانی، ارزش اقتصادی نهفته در محصولات را بازتولید میکند.
۲. پدیدارشناسی نقش زنان در تکمیل زنجیره ارزش اقتصاد روستایی
کنشگری زنان روستایی در خطه گیلان، نمونهای برجسته از تجمیع نقشهای چندگانه در مدیریت اقتصاد خُرد است. زن روستایی با تصدی همزمان سه جایگاه بنیادین:
تولیدکننده زیستی و کشاورزی: فرآوری دستاول محصولات دامی، گیاهان دارویی (نظیر گلگاوزبان و زعفران بومی) و محصولات باغی-زراعی.
حافظ و آفریننده میراث ناملموس: تولید صنایعدستی هویتی همچون رشتیدوزی، چادرشببافی، حصیربافی، بامبوبافی، سفالگری و...
کنشگر اقتصادی و تسهیلگر گردشگری: راهبری اقامتگاههای بومگردی و حضور مستقیم در خط مقدم عرضه و فروش بیواسطه.
این حضور پیوسته سبب حذف واسطههای غیرضروری، حفظ اصالت محصول و بازتوزیع عادلانه منافع اقتصادی در درون زیستبوم جامعه محلی میشود.
۳. الگوی تلفیقی: همافزایی بازارهای ادواری و اقامتگاههای بومگردی
یکی از نقاط عطف در توانمندسازی جامعهمحور، ایجاد همپوشانی کارکردی میان بازارهای ادواری و اکوسیستم بومگردی است. اقامتگاههای بومگردی نباید صرفاً تأسیسات اقامتی تلقی شوند؛ بلکه واحدهای مکمل کارگاهی-تجربهمحورند که میتوانند:
چرخه تولید صنایعدستی و فرآوری محصولات کشاورزی را در قالب کارگاههای زنده در معرض دید مخاطب قرار دهند.
فرآیند خرید را از یک مبادله تجاری ساده به یک تصمیم آگاهانه مبتنی بر پیوند عاطفی و شناختی با محصول تبدیل نمایند.
الزامات راهبردی و رهیافتهای سیاستی در مدیریت مشارکتی
برای تثبیت و ارتقای جایگاه زنان در شبکه اقتصاد گردشگری گیلان، اتخاذ سیاستهای مبتنی بر توانمندسازی جامعهمحور و مدیریت تلفیقی ضرورت دارد:
تأسیس نهادهای مدیریت مشارکتی (شورای راهبری بازار): گذر از مدلهای تصمیمگیری از بالا به پایین و شکلدهی به ساختار مدیریتی متشکل از معتمدین، تشکلهای تخصصی، کنشگران محلی و نهادهای حاکمیتی متولی میراثفرهنگی و مدیریت شهری.
برندسازی منطقهای و استانداردسازی با حفظ اصالت: تعریف نظام اعطای نشان اصالت و کیفیت به محصولات بومی برای جلوگیری از رسوخ اقلام فاقد هویت، توأم با ارتقای بستهبندی بر پایه طراحی سازگار با محیطزیست.
بهسازی کالبدی و زیرساختهای نرم بدون انقطاع تاریخی: ارتقای ایمنی، روشنایی، بهداشت و فناوریهای ارتباطی در پهنههای بازارهای سنتی به نحوی که اصالت کالبدی و بافت ارگانیک آنها خدشهدار نشود.
توسعه ظرفیتهای دانشی و ارتقای مهارتهای بازاریابی: برگزاری دورههای کاربردی مدیریت کسبوکارهای خرد، برندسازی فردی و منطقهای، و طراحی نوآورانه صنایعدستی بر مبنای سلایق زیباشناختی نوین برای زنان کنشگر.
نتیجهگیری
بازارهای هفتگی گیلان، سرمایههای نمادین و بسترهای تاریخی زیست اقتصادی این خطهاند که با محوریت کارآفرینی و تلاش زنان روستایی تداوم یافتهاند. بازخوانی این ظرفیت در چهارچوب گردشگری پایدار و اقتصاد تجربه، نه تنها زمینه توانمندسازی عدالتمحور جامعه محلی و زنان سرپرست خانوار را فراهم میسازد، بلکه موجب صیانت پویا از میراث ملموس و ناملموس فرهنگی و تضمین بقای زیستبوم روستایی استان خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما